الشيخ أبو الفتوح الرازي

391

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

عن ذكر الفاجر ؟ اذكروه بما فيه كى يحذره النّاس ، گفت : ورع مىكنى ( 1 ) از آن كه [ ذكر فاسق كنى ] ( 2 ) ؟ ذكر او كنى ( 3 ) به آنچه در او هست تا مردمان از او حذر كنند . بعضى دگر گفتند : « امانت » راجع است با آنان كه ايمان آوردند از اهل كتاب ، چون عبد اللَّه سلام و امثال او ، و « خيانت » راجع است با آنان كه بر آن مقاله اصرار كردند . جويبر گفت از ضحّاك از عبد اللَّه عبّاس كه : آيت در عبد اللَّه سلام آمد و فنحاص بن عازورا ، كه مردى هزار دويست اوقيّه زر ( 4 ) بنزديك عبد اللَّه سلام بنهاد به وقت مطالبه به او سپرد و مردى از قريش دينارى بنزديك فنحاص بنهاد در آن خيانت كرد و با او نداد . و در بعضى تفسيرها هست كه : آنان كه اداى امانت كنند ترسايانند ، و آنان كه امانت بندهند جهودانند . اشهب عقيلى خواند : تيمنه ، به اماله در شاذّ ، و دينار را اصلش دنّار است براى آن كه در جمعش دنانير مىآيد و در تصغيرش دنينير ، براى تخفيف يك « نون » با « يا » كردند . و قوله : * ( يُؤَدِّه ) * ، ابو عمرو و عاصم و حمزه خوانند ( 5 ) : « يؤده » باسكان الهاء ، و ابو جعفر و يعقوب به اختلاس خوانند « ها » كسره ( 6 ) ، و باقى قرّاء « يؤده » به كسر « ها » و اشباع خوانند ، در قراءت ابو عمرو و حمزه ( 7 ) گفتند : چنان ساخته است كه پندارى « ها » ى آخر كلمت است و از اصل كلمت است ، جزم بر او افگند ، و اين بر سبيل مجاز بود . و زجاج گفت : اين خطا از راوى افتاد [ 435 - ر ] و الَّا ايشان به اختلاس خواندند براى آن كه علامت جزم ، سقوط « يا » ست من يؤدّي ، و « ها » اسم است و جزم در اسم نشود . و فرّاء گفت : اين مذهب بعضى عرب است كه اسكان كنند « ها » يى كه پيش

--> ( 1 ) . مب ، مر : مىكنيد . ( 2 ) . مج ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . مب ، مر : كنيد . ( 4 ) . لب را . ( 5 ) . مب : خواندند . ( 6 ) . خوانند با كسره . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : ابو حمزه .